مقالات  -  جمعه 8 مرداد 1389    
:: صفحه اول | :: سياسی-اجتماعی | :: دانشجويی | :: حقوق بشر | :: اقتصاد | :: مقالات | :: زنان | :: صدا و تصویر | :: فرهنگ و هنر | :: بين المللی | :: زندانیان سیاسی | :: علمی و تاریخی | :: کمیته نجات و سنن ایرانی | :: شکنجه گاه کهریزک | :: مناقشه اتمی | :: تحریمها و آثار آن | :: آلبوم عکسها | :: تماس با ما
آگهی :
خبر یا مطلب ویژه :
نامه شاهزاده رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد برای جلوگیری ازاعدامها
خبرهای ديگر :
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/ترازنامهء سکولار
نمایشنامه ای به نام "شهرام امیری"! / کوروش گلنام
گفتگوی سازمان حقوق بشر کردستان (شیرزاد) با کورش زعیم
پیروزی دانشگاه بر «انقلاب فرهنگی»! / شکوه میرزادگی
داد خواهم این " بی داد "/ حشمت الله طبرزدی
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/نيروی جانشين کجاست؟
جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش / کوروش گلنام
نقدی بر طرح انتخابات آزاد در راستای همبستگی ملی/ بخش اول نقد طرح رضا سیاوشی / عباس خرسندی
ولایت فقیه سالانه چقدر براى شهروندان ایرانى خرج در بر دارد؟
پیشگفتار کورش زعیم بر کتاب «مارکسیسم، دیکتاتوری و دموکراسی» نوشته غلامحسین مظلومی عقیلی
متن دفاعیات عیسی سحر خیز در دادگاه .
هويت ملی در خطر فرهنگ انحصاری/ شکوه میرزادگی
تأ ملی بر مسئله رهبری جنبش سبز در ایران.بخش چهارم ( پایان )/ کاظم رنجبر ، د کتر در جامعه شناسی سیاسی
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/چهار شب سکولار در شمال کاليفرنيا
کمپین انتخابات آزاد ، تحکیم اراده ملی ,گفت و گو با حسن شریعتمداری .
چهره بی پوشش دین اسلام / کوروش گلنام
جمعه گردی های اسماعيل نورری علا/ 18 تير 1378، آغازگاه جنبش سکولار ايران
پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر
نامه شاهزاده رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد برای جلوگیری ازاعدامها
ايران در آرزوی استقلال!/ شکوه میرزادگی
بازخوانی رویداد های ۱۸ تیر ۱۳۷۸
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/چرا نبايد جنبش سبز را واگذار کرد؟
بخش مهمی از تکه های گمشده ی منشور کورش پيدا شد،در اين بخش نيز باز تاکید بر آزادی مذاهب است
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/پای سخن حجة الاسلام کديور
از نگاه يک زن / یک قدم به دوران قاجار مانده ايم!/ شکوه میرزادگی
گفتاری بر هیجدهمین بیانیه میر حسین موسوی/ کوروش گلنام
آشناي خرداد / محمد مسعود سلامتی
حقایق زندگی عبدالمالک ریگی از صعود تا سقوط / دکــتـر عــبــدالــسـتـار دوشـــوکــی
نامه تند دکترسروش به آیت‌الله خامنه‌ای
نقدی برمنشور جنبش سبز و موضع اپـوزیـسـیـون سـکولار برونمرزی / دکــتـر عــبــدالــســتــار دوشــوکی
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/فهرستی از اعتقادات سکولارهای سبز
نگاهی به واقعیت‌های گذشته / مهندس عباس امیر انتظام
متن کامل بیانیه‌ی شماره ۱۸ میرحسین موسوی − «منشور جنبش سبز»
سخن بیستم انجمن آرای ایران/جمهوری ایرانی، هم استراتژی، هم تاکتیک
«پدر، مادر، ما باز هم متهميم!» / مصطفی تاجزاده
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/هنوز هم در ستايش بايکوت؟*
تصویب یک "کاغذپاره" دیگر! / کوروش گلنام
سکولاریسم سبز، و جنبش دموکراتیک مردم ایران/ عباس خرسندی
ما آینده را میسازیم / مجید توکلی
حکومتی در ستيز با آب و خاک و انسان / شکوه میرزادگی
 ترس از چه و بیم از که؟ / آرتا انوری
 9 اردیبهشت 1388       

نویسنده: آرتا انوری
آقای جمشیدی-سخنگوی قوه قضائیه- طی مصاحبه ای با خبرگزاری ایرنا در روز ٣۰ اردیبهشت، اعلان نموده که با «سایتها و وبلاگهایی که به ترویج بهاییت می پردازند برخورد خواهد شد» و این اقدام را عکس العملی در ادامه سلسله «فعالیتهای اینترنتی ضد دینی و ضد فرهنگی» قلمداد می کند.]۱[
در این سالها سیاستهای گوناگونی برای جدا نمودن جامعه بهایی از سایر ایرانیان صورت پذیرفته و تمام این تلاشها با هدف ممنوعیت انتشار و عقاید و آرا بهایی طرح ریزی شده است. در این سکوت جانگزای ناجوانمردانه، ۱۶۵ سال است که تنها صداهای نابهنجار تهمت و افترا در فضای رسانه ای و اجتماعی ایران می پیچد؛ از روزنامه ها و مجلات و ردیه گرفته تا منابر و مساجد و مدارس و دانشگاهها و تلویزیون و رادیو و این روزها اینترنت؛ و دل خوش دارند که ظفرمندند و فاتح میدان که فریادی بر می آورند و دهان آنکه بر او تهمت و افترا می زنند به دستمال تیره بی قانونی می بندند تا تنها صدای خودشان در فضا طنین افکند.
حال چندیست که داس ترس و نگرانی بر جانشان زخم زده. دروغها و سکوتی که در این سالها درباره آیین بهایی به نام دین و دفاع از ارزشهای دینی به ایرانیان خورانده شده، در فضای اینترنتی پاسخ داده می شود.
اندیشه ها و افکار بهایی فضای جاری شدن می یابند و جویندگان، بی استیحاش و ارتداد و اتهام و انگ بی دینی می توانند در پی پاسخ پرسشهای سالها در ذهن مانده شان بگردند.
اگر در فضای واقعی ایران آزادی قلم و بیان معنا ندارد و جای آزاد اندیشان، گوشه زندان است اما در دنیای مجازی می توان از فکر و اندیشه و احساس نگاشت. در اینجا نقابها به کناره می روند و رنگ رخساره ها بیشتر نمایان می شود. در اینجا ترس کمی رنگ می بازد و افکار، عریان تر به نمایش می آیند.
اما سیاست جدید، محدودیت همان سر سوزن آزادی دنیای مجازی است. اول ترس و ارعاب روانی و فیلتر سایتها و وبلاگها، بعد هم دستگیری نویسندگان؛ ولی چه انگیزه ای پشت تمام این فشارهاست و چه برچسبی بر این نگاشته ها خواهد خورد؟ بی شک این سایتها به عنوان سایتها و وبلاگهای الحادی و ضد دینی خوانده خواهند شد و انگیزه ای جز منع انتشار آزاد خبری و اطلاع رسانی نخواهند داشت.
کنترلی که بر تمام رسانه ها و وجوه اجتماعی و حتی حوزه های خصوصی مردم ایران سایه افکنده و گلوی حقیقت را فشرده بود، اینک به مدد رسانه های الکترونیک، خرده نفسی می کشد. این آزادی اندک برای کسانی که بهاییان را از طبیعی و پایه ای ترین حقوق شهروندی محروم ساخته اند، سخت و گزنده خواهد بود.
همیشه ستم پیشگان از کلمه می هراسیدند؛ خواه بر زبان بگردد و خواه بر کاغذ؛ گاه زبانها می دوختند و قلمها می شکستند و گاه سر قلم پروران می بریدند. مگر همین علمای اسلام نبودند که در احیان مشروطه با آزادی قلم و بیان مخالفت می ورزیدند یا آن را به مفهوم «امر به معروف و نهر از منکر» مندرج در شریعت اسلام تقلیل می دادند. مگر مستبدان و متشرعان قشری نبودند که ملک المتکلمین که کلام با نامش هم سرشته بود بر سر دار کردند.
بهاالله در ۱۶۵ سال پیش انتشار امرش را به قلم و بیان و اعمال محدود نمود و تنها ناصرش را «کلمه طیبه» و «اعمال طاهره مقدسه» ذکر نموده، پیروانش را از اعمال هر گونه خشونت و رفتار خلاف محبت و اصلاح باز داشت؛ بنابراین شمشیرهای احزاب قبل به غلاف راجع شد و سیف لسان و قلم به میدان آمد.
علمای دینی که از همام ابتدا علمدار مخالفت با بهاییان بودند و با کلام و دست و بیان به تحریک ساده دلان و نا آگاهان می پرداختند و جان و مال و هستی بهاییان را به اندک اشاره ای به حراج می گذاردند، پس از سالها در یافتند که این گروه اهل انتقام کشی و فساد و خونریزی نیستند. اینان گردنشان در برابر شمشیر برافراشته است و دستشان برای کند و زنجیر، پیش آمده؛ ولی آنچه در این سالیان دراز یافتند شیوه آرام ولی پر نفوذ بهاییان بود؛ قلم و بیان. از این رو آنان را حتی از تحصیلات دانشگاهی و بسیاری از مشاغل محروم نمودند تا بلکه قلمها را بخشکانند و زبانها را گنگ نمایند.
ذهن اگر پرورده و پر تراوش باشد واندیشه های نغز و زیبا بر دار خاطر ببافد، اما در کلمات متین و جملات رزین ننشیند، راکد می شود و از جریان و نفوذ باز می ماند. بنابراین نمی توان ذهن را از زبان و نوشتار غریبه کرد و متوقع بود که سیال و پویا بماند.
کتابهای بهایی در این ۱۶۵ سال ، در هیچ دوره تاریخی(قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی) اجازه انتشار نیافت. در عوض قلمهای پر طعنه و تهمت و فریب کینه توزان به جولان آمد و بسیاری از ایرانیان نیز به افسانه های دروغین همین ردیه ها خو کردند و بالیدند.
اما اینک حدود و مرز زمان و مکان با فشار یک انگشت و در یک آن در نوردیده می شود و اخبار و عقاید در شبکه ای به گستردگی عالم انسانی رد و بدل می گردد . دیگر تنگ نظری و کوته بینی در پهنه اندیشه بشری رنگ می بازد و ترس تنگ نظران هم از همین است.
ترس از قلمهایی که گرچه ممکن است به تیغ تحصیلات دانشگاهی رسمی، خوش تراش نشده باشند اما می نگارند.
ترس از زبانهایی که ممکن است سخنوری را در کلاس درس نیاموخته باشند ولی گویایند.
وترس از فریبها و دغلهایی که سالها مردمان را بدان خوابانیده اند و اینک به سرود حقیقت، بر همگان عیان می شود.
http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-273/8801290764114758.htm [۱]
   
 نظرات بازدید کنندگان در مورد این خبر
  نام شما *
 
  آدرس پستی شما
 
  آدرس وب سایت شما