|
|
رضایی از بازشماری صندوقها میگوید:در برخی صندوقها 70 درصد آرا با یک خودکار و یک خط نوشته شده | | 9 تیر 1388 بازتاب | |
اگر نظر نهایی این هیأت بتواند مردم را توجیه و مجاب کند، میتواند آرامش نسبی را به فضای عمومی جامعه بازگرداند، اما اگر باز هم به صورت نگاه از بالا به پایین به مسأله نگریسته شود و به صورت دستوری موضوعی به مردم و نامزدهای معترض دیکته شود، ممکن است در ظاهر اعتراضها از بین برود، اما در باطن این موضوع همچنان در ذهن مردم باقی بماند..بهتر است به جريان آقاي ميرحسين موسوي و كروبي و دو نامزد ديگر اجازه داده شود علاوه بر آنكه داراي حزب و رسانه مكتوب باشند، بتوانند تلويزيون خصوصي هم داشته باشند
روزنامه «خبر» در مصاحبهای با دکتر امیدوار رضایی، نماینده مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی و یکی از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تلاش کرده است آشکارا پاسخ برخی از پرسشهای مطرح در جامعه پیرامون انتخابات اخیر را از ایشان جویا شود.
در این گفتوگو آمده است: پس از انصراف آقای رضایی اعلام کرده بودید که اطلاعات لازم برای پیگیری شکایتان را از شورای نگهبان و وزارت کشور دریافت نکردهاید. پس چگونه آقای رضایی از پیگیری اعتراضاتشان به انتخابات ریاست جمهوری دهم انصراف دادند؟
بله، متأسفانه شورای نگهبان و وزارت کشور به رغم توافق صورت گرفته با آقای رضایی اطلاعات لازم را به ما ندادند. آقای رضایی هم به همین دلیل انصراف دادند. قرار بود وزارت کشور، علاوه بر فهرست صندوقها و آرای جدا شده در آنها فرمهای 22، 23 و 28 هر حوزه را که مربوط به صورت جلسهها و شمارش اولیه آرا در هر صندوق بوده است، به ما بدهند. همچنین قرار بود آمار کلی شورای نگهبان و وزارت کشور از شمارش آرا به ما داده شود، چرا که مقایسه آنها میتوانست در تأیید درستی شمارش آرا به ما کم کند، چون این اطلاعات به ما داده نشد، نمیتوانستیم اعتراضاتمان را پیگیری کنیم. از همین روی، آقای رضایی کنار کشید.
اما پرسش دیگر «خبر» از امیدوار رضایی درباره بازشماری 10 درصد صندوقها و ماجرای پیرامون آن به ویژه موضعگیری شورای نگهبان و وزارت کشور پس از اعتراض رضایی به این شرایط بود که رضایی در پاسخ گفت: یکی از قرارهای شورای نگهبان با آقای محسن رضایی این بود که برای بازشماری 10 درصد صندوقها، نخست شمارش آرا در هزار صندوق آغاز شود و پس از ارایه نتیجه این بازشماری، سپس آرای ده هزار صندوق مورد بازشماری قرار گیرد. قرار بود بنا بر این توافقات پیش رویم، اما این توافق در همان وهله اول شکسته شد و انجام نشد.
ادعای وزارت کشور در بازشماری صندوقها، در نوعی بازشماری غیررسمی از برخی صندوقها قبل از اطلاع جامع به نامزدها بوده است. البته در همین بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوقها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسیها هم بیفایده بود و چیزی را اثبات نمیکرد.
این نماینده مجلس هشتم درباره شایعه انصراف رضایی از پیگیری هایش به دلیل کاهش آراء وی در بازشماری ها گفت: نه اصلاً این طور نیست. این یک استدلال غیرمنصفانه است چون آقای رضایی از اول هم گفتند که حاضرند آرایشان را به بقیه دوستان بدهند. حتی در گفتوگوی ویژه خبری نیز که اخیراً حضور یافتند. نیز بر این موضوع تاکید کردند آقای رضایی هرگز دنبال افزایش آرای خود نبود. ایشان فقط برای اثبات صحت انتخابات و اطمینان بیشتر از نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، پیگیر این مسئله بود و اعتراضاتش را به شورای نگهبان ارائه کرد. ایشان میخواستند نشان دهند که اینگونه شکایات را میتوان از مسیر قانون و با رویکردی مدنی دنبال کرد.
وی در ادامه با انتقاد از ترکیب اعضاء و زمان شکلگیری هیات ویژه شورای نگهبان گفت: هیأت ویژه شورای نگهبان دیر هنگام تشکیل شد. در حال حاضر شورای نگهبان وقت کمی دارد و زمان بررسیهای آن فردا (امروز دوشنبه) به پایان میرسد.
اعضای این هیأت نیز اگرچه افرادی مورد وثوق و قابل احترام هستند اما عمدتاً کسانی هستند که در مراکز دیگر مشغولیتهایی دارند به نظر میرسد اگر از حضور افرادی که کمتر موضعگیریهای خاص انتخاباتی داشتهاند استفاده میشد، بهتر بود.
با تمام اینها نفس تشکیل این هیأت از سوی شورای نگهبان گام مثبتی بود همین که شورای نگهبان حاضر به تشکیل این هیأت شده است، اقدام موثری است که امیدواریم به سرانجام برسد و حرکت مثبتی برای ایجاد آرامش در کشور ایجاد شود.
رضایی در باره میزان موفقیت هیات ویژه شورای نگهبان و توان اقناع کنندگی این شورا در مقابل اعتراضات صورت گرفته نیز بیان داشت: این به چگونگی برخورد هیأت ویژه شورای نگهبان با شکایات و اعتراضات نامزدها و مردم دارد. اگر نظر نهایی این هیأت بتواند مردم را توجیه و مجاب کند، میتواند آرامش نسبی را به فضای عمومی جامعه بازگرداند. اما اگر باز هم به صورت نگاه از بالا به پایین به مسئله نگریسته شود و به صورت دستوری موضوعی به مردم و نامزدهای معترض دیکته شود، ممکن است در ظاهر اعتراضها از بین برود اما در باطن این موضوع همچنان در ذهن مردم باقی میماند. از آنجا که اعتراض نامزدها در ادامه اعتراض افکار عمومی است اگر مردم و افکار عمومی نسبت به نظر نهایی شورای نگهبان قانع شوند، نامزدها هم قانع خواهند شد.
در همین باره وی همچنین امروز طی مصاحبه دیگری با بیان اینکه مدتی است صداوسيما اطلاعيهها و بيانيهها را گزينشي منتشر می کند، اظهار داشت: متاسفانه رسانه ملی اطلاعيه دكتر رضايي مبني بر عدم پيگيري شكايت انتخاباتي از شوراي نگهبان را به نحوي منعکس نمود كه گويي ايشان شكايتهاي خود را پس گرفته اند در حاليكه ايشان، به دليل عدم همكاريها و بینتيجه ماندن شکایتشان، با توجه به شرایطي كه قبلاً به آن شورا اعلام كرده بودند، پيگيري شكايتها را متوقف كردند.
وی در حاشيه جلسه امروز مجلس شوراي اسلامي به خبرنگاران گفت: به محض آنكه شوراي نگهبان زمان را تمديد و هيئت ويژه را پيشنهاد كرد، ايشان مجدداً بر پیگیری شکایتشان تاکید کردند، ولي رسانه ملی از اين اعلان آمادگي هيچ خبري منتشر نکرد و يا اطلاعيه مجمع تشخيص مصلحت نظام را به نحوي قرائت كرد كه گويا مجمع تنها به نامزدها توصيه كرده ولي به شوراي نگهبان توصيه اي نداشته است.
به گزارش سایت شخصی دکتر رضایی ،نماينده مسجدسليمان تصريح كرد: اگر صداوسيما به اين شيوه ادامه بدهد، ما طرحي را در مجلس براي راه اندازي تلويزيونهاي خصوصي تهيه و به تصويب ميرسانيم.
دكتر اميدوار رضايي همچنین افزود: بهتر است به جريان آقاي ميرحسين موسوي و كروبي و دو نامزد ديگر اجازه داده شود علاوه بر آنكه داراي حزب و رسانه مكتوب باشند، بتوانند تلويزيون خصوصي هم داشته باشند و هواداران خود را با مجوزهاي قانوني در مكانهايي جمع كنند و بصورت مسالمت آميز نظرات خود را به آنها منتقل كنند.
| |  | نظرات بازدید کنندگان در مورد این خبر | |
|
| نویسنده: hosein rahmati dorood aghaie shirzad
ali va khob ast dastetan dard nakonad Monday, June 19, 2006 10:34 |
|
| نویسنده: Cyrus Rahi Jenabe Aghaye Shirzad:
Dar asle 236, bande 8, amadeh ast ke ostandaran tavasote raeese gomhoor entesab mishavan. be aghideye man bakhshi az vazayefe dolate markazi bayad be ostandariha va shahrdariha dadeh shaved (Federalism). Dar insoorat az tamarkoze bish az hade ghodrat dar hokoomate markazi kasteh mishavad va manateghe mokhtalefe keshvar baste be sharayete eghlimi, manabe tabiee mogood va vizegihaye farhangi mitavanand ghavanine ostanie pouya tari ra entekhb bokonand. Mardom mitavanad tebghe ghanoon namayandegane ostaneshan ra entekhb kardeh (yek majlese shoraye ostani) va raeese majles mitavanad ostandar shaved (be onvan mesal). Manabe tabiee, mohite zist, sanaye, masaele eghtesadi, torism, keshavarzi, hamlonaghl va systemhaye zirba naee va ghayre niz mitavanad dar hiteye ghodrate ostandariha bashad dar hali ke syasathaye kalane keshvar ra donbal mikonand. Hamintor dar meghyase shahri ham chenin chizi mitavanad be onvane shahrdariha va shorahaye shahr dar nazar gerefteh shaved va omoori mesle entekhabe raeese police shahr, pakizegie shahr va digar omoor be shorahaye shahr marboot shaved.
Mamnoon
Cyrus Rahi
Thursday, May 11, 2006 12:28 |
|
| نویسنده: شيوا سلام و خسته نباشين خيلي خوب بود فقط من فكر مي كنم بايد به تعاملهاتون با ساير گروهها و احزاب چه در ايران چه بيرون از اون بپردازين چون تا به مرحله عمل نتونيم برسونيمش هيچ فايده اي نداره تذكراتي كه يه دوست براتون نوشته بودن جالب بود درمورد استفاده از واژه نامشروع ، و همينطور اسمهايي مثل قوه قضائيه هرچي رنگ عربيش رو كم كنين خيلي بهتر ميشه . به اميد ايراني آباد و شاد و پيروز و سربلند بدون حضور حاكمان زورگو و فاسد جمهوري اسلامي Thursday, May 11, 2006 00:25 |
|
| نویسنده: Persian کاوه عزیز ، قانون مسئله مهمی است و بسیار گوهر گرانبهایی است؛ ولی یک چیز را نباید فراموش کرد قانون هرچقدر خوب کامل عالی و ... باشد مجری قانون نادرست باشد. تمام رشته ها پنبه خواهد شد. متاسفانه در ایران بعد از انقلاب خیلی از مردم عادت به قانون شکنی کرده اند، قانون شکنی هایی که هیچ ربطی به حکومت ندارد، مثل عبور از یک خیابان عبور ممنوع!!!!!!! و طلب کار بودن. به نظر من کلیه صاحب نظران و اندیشمندان باید دست به دست هم دهند تا با یک برنامه قوی سطح فرهنگ از دست رفته را در کشور باستانی و تاریخی ایرانزمین بازسازی کنند ، و به موازات آن در تدارک قانونی با مردان قانونی قدرت باشند. Wednesday, May 10, 2006 13:49 |
|
| نویسنده: kaveh shirzad کاوه شیرزاد طراح قانون اساسی
با سپاس از نطرات آقای جمشید جم ، متاسفم که تمامی نظرات شما پاک شد ، بنده قصد نداشتم پاسخ شما را بنویسم اما از آنجا که معتقدم نوشته شما یک نوشته حرفه ای کاملا تخریبی و البته بسیار عوامانه و مغرضانه است سعی می کنم پاسخ صریح نوشته شما را با کمال احترام برای خوانندگان محترم بنویسم .
در مورد اینکه گفتید این قانون اساسی حقوق بیشتری برای ما ایرانیان نسبت به وضعیت جمهوری اسلامی به همراه ندارد، به عقیده من کاملا اشتباه گفتید چطور می توانید چنین حرفی بزنید ، شما یا این قانون اساسی رو مطالعه نکردید یا در جمهوری اسلامی زندگی نمی کنید و یا قانون اساسی و حقوق مدنی جمهوری اسلامی رو نخوانده اید ، حقوق مربوط به زنان در این قانون اساسی تماما برگرفته از کنوانسیون منع هر گونه تبعیض علیه زنان و پروتکلهای الحاقی این کنوانسیون است ، ایران هنوز به این کنوانسیون نپیوسته و اصلا حقوق مربوط به این کنوانسیون را قبول ندارد ولی در این قانون اساسی تقریبا تمام این کنوانسیون مورد پوشش کامل قرار گرفته و تقریبا تمام این حقوق در قانون اساسی منتشر شده ، اگر غیر از این فکر می کنید تنها یک مورد بیاورید تا با هم صحت ادعاهای شما و بنده را بررسی کنیم ، حقوق مربوط به ارث ، حق رفت و آمد آزادانه زنان ، آزادی پوشش ، حق مربوط به فرزند خاندگی ، حق انتخاب آزادانه همسر و دهها حق دیگر که در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده در این قانون اساسی وجود دارد و این بر خلاف گفته شما است ، اصل نود و هشتم تا اصل صد و دهم این قانون اساسی تماما خلاف اداعاهای شما را ثابت می کند اگر قانون اساسی و حقوق مدنی جمهوری اسلامی را نخوانده اید من به شما تک تک آنها را معرفی کنم تا ببینید این قانون اساسی با قوانین جمهوری اسلامی چه فرقی می کند .
در مورد حقوق قومیتها در جمهوری اسلامی به عقیده من 50 درصد تضیع حقوق قومیتها به خاطر عدم رعایت قوانین در جمهوری اسلامی یا عدم ضمانت های اجرای برای حقوق موجود در این نظام است ، یعنی قانون وجود دارد اما اجرا نمی شود و 50 درصد دیگر رو هم تا انجا که شده در این قانون اساسی گنجانده شده ، قانون اساسی جمهوری اسلامی می گه مذهب رسمی شیعه است ولی در این قانون اساسی علیه اقلیتهای مذهبی و قومی شما هیچ چیز را نخواهید یافت که گفته های شما را تایید کند ، کما اینکه قرار نیست تمام حقوق قومیتها در قانون اساسی منتشر شود در این قانون اساسی مجلس شورای ملی وجود دارد که می تواند قوانین لازم را وضع کند ، شما اگر در این قانون اساسی مشخصا می توانید موردی را بگویید که خلاف حقوق قومیتها ست نام ببرید وگرنه کلی نمی توان استناد کرد و من هم نمی توانم پاسخ بگوییم . اما پیشنهاد می کنم خوانندگان محترم به فصل دهم قانون اساسی مراجعه کنند تا به اصل موضوع پی ببرند .
در مورد اینکه پادشاه در این قانون اساسی شبیه ولایت فقیه است به عقیده من کاملا اشتباه نوشتید ، چون ولایت فقیه دائمی است ، ولی پادشاه ده سال بیشتر اعتبار ندارد ، ولایت فقیه را فقها انتخاب می کنند ولی پادشاه را خود مردم انتخاب می کنند، ولایت فقیه شورای نگهبان را انتخاب می کند و شورای نگهبان خود ولایت فیقه را ، اما پادشاه در این قانون اساسی تنها پنج نماینده از سی نماینده شورای عالی ملی را انتخاب می کند ، ولایت فقیه می تواند رئیس جمهور ، مجلس و رئیس قوه قضاییه و فرمانده های نظامی را انتخاب یا عزل کند اما پادشاه در این قانون اساسی هیچ کدام از این اختیارات را ندارد ، ولایت فقیه مشروعیت آسمانی دارد اما پادشاه ندارد ، پادشاه در این قانون اساسی تنها یک نماد و سمبل برای ایران است ولی ولایت فقیه ولی تمامی مردم است . اگر این دلایل برای نقض گفته های شما قانع کننده نبود بگویید تا دهها مثال دیگر برایتان بزنم . خوانندگان محترم برای بررسی این ادعاها به فصل چهارم این قانون اساسی مراجعه کنید .
در مورد اینکه گفتید در این قانون اساسی به رای گذاشتن استمرار پادشاهی هر شخصی به مانند همه پرسی اول انقلاب است که از مردم پرسیدند آری یا نه ، نظر من با شما کاملا مخالف است ، در همه پرسی اول انقلاب که پرسیدند آیا جمهوری اسلامی را می خواهید یا نه، فقط یکبار برای همیشه از شما پرسیدند و دیگر در این مورد کسی از شما سوال نخواهد کرد اما در این قانون اساسی ملزم شده که هر ده سال یکبار مردم باید موافقت خودشون را با پادشاهی پادشاه اعلام کنند وگرنه پادشاه عزل و انتخاباتی برای انتخاب پادشاه جدید برگزار می گردد و چنانچه می بینید این هیچ شباهتی با همه پرسی اول انقلاب ندارد .
در مورد حقوق قومیتها مجددا نوشتید که در جمهوری اسلامی سرکوب می کنند و اعدام و اینطور چیزا ، که من تمام اینها را قبول دارم و کوچکترین حرفی هم ندارم ولی این چه ارتباطی با این قانون اساسی بنده دارد ؟ شما سعی کردید با بر شمردن موارد منفی از جمهوری اسلامی که تمام مورد قبول بنده است و خودم سالها برای احقاق این حقوق مبارزه کردم جوری وانمود کنید که گویا همان وضیعت برای این قانون اساسی حاکم است در واقع شما چهارتا حزف راست زدید تا یک حرف دروغ را القا کنید ، طبیعی است کشور ایران تحت یک جغرافیا شامل تمام قویمتها و استانها کشور تعریف می شود و حفظ جغرافیا در تمام قوانین اساسی کشورهای دنیا نه تنها وجود دارد بلکه بر آن پافشاری می شود و این هرگز به معنی تضییع حقوق قومیتها نیست ، اگر فرض کنیم خود قومیتها هم مطالباتی دارند بالاخره آنها هم یک جغرافیایی برای خودشان قائل هستند و یک سری آداب و رسومی برای خودشان دارند پس آنها هم دارند افراط می کنند که چنین حرفی می زنند شما اگر به انترناسیونالیست اعتقاد دارید نباید این ایده رو فقط برای ایرانی بودن زشت بدانید بلکه این ایده را برای قومیتها نیز زشت بدانید ، حالا از همه اینها بگذریم فرض کنیم که شما درست می گویید چه انتظاری دارید انتظار دارید بنویسیم تجزیه کشور به کشورهای کوچکتر آزاد است ، علاوه بر این شما نوشتید مثلااگر یک فرد کرد بگویید ما می خواهیم زبان کردی هم در کنار زبان فارسی داشته باشیم در این قانون اساسی مانند جمهوری اسلامی اعدامش می کنند و از این نوع استدلالات که ذکر همه آنها در این مجال نمی گنجاند ، تنها دو اصل از قانون اساسی را ذکر می کنم که خلاف ادعاههای شما را ثابت می کند :
اصل سوم :
زبان و خط رسمي مشترک مردم ايران فارسي است . اسناد و مکاتبات و متون رسمي بايد با اين زبان و خط باشد . اين زبان و خط در تمام مدارس عمومي تدريس مي شود . استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس آنها در مدارس و دانشگاهها علاوه بر زبان فارسي آزاد است . نظام سياسي ايران موظف است براي حفظ ميراث فرهنگ بشري در جهت تقويت و هرچه بارورتر کردن فرهنگهاي قومي و منطقه اي برنامه ريزي هاي لازم را به عمل آورده و زبانهاي مختلف شهروندان ايران كه ميراث فرهنگ ملي محسوب مي شود را مورد احترام و حراست ويژه قرار دهد . همچنين دولت مي كوشد با بسط و گسترش زبان انگليسي راه ورود همه شهروندان ايران را به دهكده جهاني فراهم سازد .
اصل دويست و شصتم :
شهروندان متعلق به اقليت هاي قومي و قبيله اي يا زباني و گويشي در شهرها و استانهاي مختلف كشور مي توانند بصورت جمعي و گروهي يا فردي و شخصي از زبان ، فرهنگ و رسوم و آداب خاص خود در اجراي مراسمهاي فرهنگي و اجتماعي استفاده كنند و هيچ كس را نمي توان از اين حقوق منع كرد
با این تفسیر شما چطور می گویید کسی حق ندارد به زبان خودش صحبت کند یا بنویسید یا اموزش دهد ، اگر قانع نشدید بگویید تا چندین مورد دیگر خلاف نظرات شما بیاورم ، اگر هم موردی یافتید که در این قانون اساسی صحت گفته های شما را تایید کند حتما بگویید .
شما در ادامه چنین نوشتید : در مورد مسئله زنان و حقوق اجتماعی کاستیهای زیادی دارد. اسلان در این مورد خیلی هم قانون عقب افتادهایست. هماش پافشاری میکند که زنان بایاد ازاد باشند کار کنند، زنان تساوی مزد برابر داشتهه باشند و زنان ازاد باشند که همسر خود را بر گزینند و غیره. این حقوقی که برای زنان در نظر گرفتین ادامه همان طرحیست که پیس از انقلاب سفید به شاه پدر دیکته شد، چون آمریکایها به بازار ایران احتیاج داشتند و اگر در ایران این اصلاحات نمیشد بازار اینا هم گرم نمیبود. بهر حال این حقوقی که در نظر گرفتین چیز پیشرفتهای نیست. شما زنان را بعنوان نیروی کار لازم دارین به همین خاطر مجبور شدی از سر ناچاری باراشان حقوق مساوی در نظر بگیری.
فرض کنیم همه اینها را درست می گویید ، می خواهید برای اینکه مبادا این قانون اساسی مانند انقلاب سفید شاه دیده شود این حقوق را ملغی کنیم مقلا بنویسیم که زنان نباید آزاد باشند ، زنان نباید مانند امروز تساوی حقوق با مردان داشته باشند ، زنان نباید مثل امروز خودشان همسر خود را انتخاب کنند و غیره ، اینجوری قانون اساسی از عقب ماندگی به قول شما در می آید و مدرن می شود ؟ انتظار دارید برای اینکه خودمان را امپریالیست تبرئه کنیم و ثابت کنیم که ما با انقلاب سفید هیچ نسبتی نداریم حقوق زنان را نادیده بگیریم .
همچنین شما در ادامه عینا نوشتید : اگر نه در این قانون از ازادی روابط جنسی ، ازادی باردار شدن خارج از به قول شم ازداواج مشروع یا قانونی، حق نگههداری زن از این فرزندان، حق زنان در صورت جدای از شوهر به عنوان وکیل اصلی فرزندان زیر 18 سال، پشتیبانی قانونی از زنانی که خارج از ازدواج قانونی باردار میشوند و حاضر نیستند هویت مرد یا پدر فرزندشان را فاش کنند، حقوق همجنسگرایان، نوذادانی که امروزه در مراکز درمانی کاشت و کپی و پرورش میشوند، اینکه آیا اصلا این مراکز حق دارند همچنین کاری را بکنند و در صورت مثبت بودن چه کسانی حق برخورداری از این نوع بچهدار را دارند ؟
به درستی اشاره کردید که بنده در این قانون اساسی به خیلی از این موارد اشاره نکردم و بنده اجازه می خواهم به بعضی دیگر ار موارد که در قانون اساسی اشاره نکردم اشاره کنم : من در این قانون اساسی اشاره نکردم اگر کسی در بازی فوتبال با دست توپ را بزند هند می شود ، نگفتم که اگر کسی درس نخواند مردود می شود ، من در این قانون اساسی نگفتم که هیچ کس طبق معاهدات بین المللی نمی تواند در فضای خارج از جو زمین سلاحهای نظامی کار بگذارد ، یا من در این قانون اساسی در مورد بیماران هموفیلی چیزی ننوستم ، اگر فرض بر این باشد که اینها را مانند این استدلالات باید در قانون اساسی مطرح کرد ! در این صورت شما موافقید ؟ خدمت خوانندگان محترم خاطر نشان می سازم طبق این قانون اساسی و کلیه قانون اساسی کشورهای مختلف جهان مجلس می تواند هر قانون مورد نظر را تصویب کند و نیازی نیست همه قوانین در قانون اساسی گنجانده شود ، خوشبختانه نگارنده این قانون اساسی هر چند تعداد معدودی از حقوق مردم را مستقیما در این قانون اساسی نیاورده ام اما هرگز را تصویب آنها در مجلس را ( در این قانون اساسی ) نبسته ام .
در آخر لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که بنده قانون اساسی طراحی شده توسط خود را به هیچ عنوان وحی منزل نمی دانم و معتقد هستم انتقاداتی ممکن است به آن وارد باشد که دوستان زیادی به خوبی به آن اشاره کردند و بنده نیز تغییر و اصلاح این موارد منفی را در دستور کار خود قرار دادم اما مطمئنا نباید انتظار داشت طیف وسیع مخاطبین این قانون اساسی همگی راضی و خشنود باشند .
کاوه
Wednesday, May 03, 2006 17:41 |
|
| نویسنده: makili duste aziz az hamin hala tatilesh kon.1-na zabane farsi daraye chenin qodratist keh zabane melli bashad , va na farsha daraya chenin farhange demokratiki hastand ke beshavad be anha etemad kard.
2-in parcham neshaneye zolm , zur , tazvir va .....az hame mohemtar be ruhe shuvunisti alude ast.
digar be khodam zahmat nadadam baqiye ra bekhanam.vaqean nemiarzad.haqe tayine sarnevesht haqe ebtedaiye har mellatist.agar mibinamke be mellate man zolm mishavad,bayad sarneveshte khod ra khod be dast begiram.ber ma torkhaye azarbayjan sabet shode ke dar morede masayele melli be hich kas etemad nakonim .
ba tashakkor Sunday, April 09, 2006 04:48 |
|
| نویسنده: جمشیدی جم من وقت زیادی گذاشتم برای نوشتن نظراتم در مورد قانون اساسیتون، ولی متاسفانه وقتی که خواستم بفرستم صفحه عوض شد و فهمیدم که اتصال انترنت ندارم و بعد که دوره متصل شدم دیدم که کلا همه پاک شده، الان دیگر باید بخوابم، دیگهه حال نوشتن ندارم ولی مختصر بگم که قانون اسای مورد نظر شما ازادیهای بیشتری برای ما ایرانیا از جمله اقام ایران و زنان نمی اورد. من متمانم که قانون گزاران ایندهه حتی از شما هم دعوت نمیکنند که بیاین و با ما همکاری کنین، الی در هر صورت کار خوبی کردین هر چند خیلی تکرارییه. الباتهه با ولایت فقییه فرق اینه که ولایت همان پادشاه کرده و انتخابییه انهم برای 10 سال، و بعد از 10 سال دوباره مردم رای میدهند که ایا میتواند دوباره پادشاه باشد یا نا . همان مسئله به همه پرسی گذاشتن جمهوری اسلامییه * جمهوری اسلامی آری یا نه *
حقوق و ازادیهای که برای اقوام در نظر گرفتین جیزی فراتر از حقوق و ازادیهای نیست که در قانون فعلی وجود درد. آزادیخواهان و فعالان حقوق ملیتها و اقوام ایرانی را در رژیم کنونی زیر عنوان مشرک، صد انقلاب و کمونیست زندان و شکنجه و اعدام میکنند، بر اساس قانون اساسی شما این افراد همچون ترکیه همسایه زیر نام تجذیه طلب و اقدام علیه امنیت ملی ناچارند در سلول انفرادی بمانند و در نهایت اعدام میشوند. در ایران بر اساس این قانون ازاد است که بنویسد و بگوید و بکند در صورتی که تجذیه طلبی و اقدام علیه امنیت ملی نباشد.اینها همان محدودیتهایست که بیس از 70 سال است در ترکیه به اصطلاح دمکرات بیش از 20 میلیون انسان را از حق حتی حرف زدن به زبان مادری خود در داخل خانوادهاشان را محروم کرده است. فردا در ایران مشروطه و دمکرات هم بر اساس این قانون اگر کردی بگوید که بابا من زبان فارسی را به عنوان یک درس در کنار بقیه درسها قبول درم ولی میخاهم بقیه را با زبان مادریم بخانم یا اصلا بابا جان من قبول ندارم یه اصفهانی بیاد کردستان و مسئول امور انتظامی ما بشود، ما خودمان توانایی این کار را داریم. در این صورت فرد یا حزب یا گروه به بهانهی جدای طلبی و اقدام علیه امنیت ملی محاکمه قدغن و بدار اویخته میشود، این است ازادی که در قانون اساسی مشروطه یا جمهوری دمکراتیک ایران زمین امده است.
در مورد مسئله زنان و حقوق اجتماعی کاستیهای زیادی دارد. اسلان در این مورد خیلی هم قانون عقب افتادهایست. هماش پافشاری میکند که زنان بایاد ازاد باشند کار کنند، زنان تساوی مزد برابر داشتهه باشند و زنان ازاد باشند که همسر خود را بر گزینند و غیره. این حقوقی که برای زنان در نظر گرفتین ادامه همان طرحیست که پیس از انقلاب سفید به شاه پدر دیکته شد، چون آمریکایها به بازار ایران احتیاج داشتند و اگر در ایران این اصلاحات نمیشد بازار اینا هم گرم نمیبود. بهر حال این حقوقی که در نظر گرفتین چیز پیشرفتهای نیست. شما زنان را بعنوان نیروی کار لازم دارین به همین خاطر مجبور شدی از سر ناچاری باراشان حقوق مساوی در نظر بگیری.
اگر نه در این قانون از ازادی روابط جنسی ، ازادی باردار شدن خارج از به قول شم ازداواج مشروع یا قانونی، حق نگههداری زن از این فرزندان، حق زنان در صورت جدای از شوهر به عنوان وکیل اصلی فرزندان زیر 18 سال، پشتیبانی قانونی از زنانی که خارج از ازدواج قانونی باردار میشوند و حاضر نیستند هویت مرد یا پدر فرزندشان را فاش کنند، حقوق همجنسگرایان، نوذادانی که امروزه در مراکز درمانی کاشت و کپی و پرورش میشوند، اینکه آیا اصلا این مراکز حق دارند همچنین کاری را بکنند و در صورت مثبت بودن چه کسانی حق برخورداری از این نوع بچهدار را دارند ؟
اینها و بسیاری سوال دیگر.
در نهایت امیدوارم که روزی همه انسانها دوست داشتن همدیگر را یاد بگیرند و در این صورت نیازی به پادشاه و حاکم نیست. Tuesday, March 14, 2006 21:24 |
|
| نویسنده: Behrouz Ghaedamini salam hale shoma khobe? Sunday, February 19, 2006 13:48 |
| |
|